سامانه پیام کوتاه
تماس با ما
تماس با ما

به کانال تلگرام ( حسن ریوندی ) بپیوندید

کامل ترین آرشیو اجراهای حسن ریوندی - شامل کنسرت های خنده و اجراهای ویژه ریوندی

داستان بسیار شنیدنی جوانمرد

اطلاعات مطلب: بازديدها: 7 904 نويسنده: admin تاريخ: 22 مرداد 1393 نظرات: 0
 
وسیله ای خریدم دوتا کارگر گرفتم برای حملش گفتن ۴۰ تومان من هم چونه زدم کردمش ۳۰ تومان
رفتیم ساختمان و توی هوای گرم مرداد ماه وسیله ها رو بردیم بالا ، آمدیم پایین و دست کردم جیبم سه تا ده تومانی دادم بهشون
یکی از کارگر ده تومان خودش برداشت بیست تومان داد به اون یکی
صداش کردم گفتم مگر شریک نیستید
گفت چرا ولی اون عیالواره احتیاجش بیشتر از منه
من هم برای این طبع بلندش دوباره ده تومان بهش دادم
تشکر کرد دست کرد جیبش و دوباره پنج هزار تومان داد به اون یکی و رفتن
داشتم فکر میکردم هیچ وقت نتونستم اینقدر بزرگوار و بخشنده باشم؟؟

دسته بندی: ارسالی شبکه های اجتماعی

نام:*
ايميل:
متن نظر:
سوال امنيتی:
پایتخت ایران کدام شهر است؟
پاسخ:*
بازدید امروز: 1569
بازدید دیروز: 31165 [-5.48 %]
بازدید هفته:96303
بازدید ماهانه:584470
بازدید سالانه:2969063
بازدید کل:42349796
تماس باما
بالای صفحه